سلام به وبلاگم خوش اومدید توی این پست یه دل نوشته از دوست خوبم
((چشم به راه ))براتون گذاشتم نظرتون در مورد این دل نوشته بگید ممنون می شم.
ای ترانه ی زیبای وجودم
بیا و بنواز تار های شکسته ی دلم را
تو را با اشک های بی صدایم فریاد می زنم
ونامت را با زمزمه های بلندم مویه کنان می سرایم
بیا که چشم های ما دارد به شب عادت می کند
انگار که باور نمی کند صبحی در راه است
بیا وخورشید زیبای سحر گا هان را
به چشم های بسته مان بنمایان
وبه آنها بباوران
که شب رفتنی است و صبح آمدنی
((چشم به راه))
نوشته شده توسط منتظر در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 17:32 موضوع | لینک ثابت
دوباره سلام واقعا حیفم می آد که این قطعه های قشنگ از قیصر امین پورو براتون
نزارم لطفا تا آخر بخونید خیلی جالب امیدوارم با نظرات سازندتون مارو در بهتر سازی
این وبلاگ همراهی کنید .
<<تقسیم عادلانه>>
من هم سن و سال پسر تو هستم،
تو هم سن و سال پدر من هستی
پسر تو درس می خواند وکار نمی کند
من کار می کنم درس نمی خوانم.
پدر من نه کار دارد نه خانه
تو هم کارداری ،هم خانه ، هم کارخانه
من در کارخانه ی تو کار می کنم.
ودر این کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است:
سود آن برای تو،دود آن برای من
من کار می کنم ،تو احتکار می کنی
من بار می کنم،تو انبار می کنی.
من رنج می برم ،تو گنج می بری
من در کار خانه ی تو کار می کنم.
ودر این جا هیچ فرقی بین من و تو نیست:
وقتی که من کار می کنم ،تو خسته می شوی،
وقتی که من خسته می شوم ،تو برای استراحت به شمال می روی،
وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی.
من در کار خانه ی تو کار می کنم.
کار خانه ی تو خیلی بزرگ است
اما کار خانه ی تو هر قدر هم که باشد،
از کار خانه ی خدا که بزرگ تر نیست.
کا رخانه ی خدا از همه یس کارخانه ها بزرگ تر است
در کار خانه ی خدا همه ی کار ها به نوبت است،
در کار خانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود.
در کارخانه ی خدا همه کار می کنند.
در کار خانه ی خدا، حتی خدا هم کار می کند.
نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 16:1 موضوع | لینک ثابت
*اینم یه شعر بسیار زیبا در مورد حضرت مهدی (عج) *
ای پادشه خوبان : از حافظ شیرازی
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقتست که باز آیی
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همی کردم
گفتا غلطی،بگذر زین فکرت رسوایی
صد باد صبا اینجا،با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل تا باز بپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست نخواهد شد پایان شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد تو ام درمان در بستر نا کامی
وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فر مایی
فکر خودو رای خود در عالم رندی نیست
کفرست در این مذهب خود بینی وخد رایی
زین دایرهی مینا خونین جگرم می ، ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت
باز هم سالی دیگر آمد جمعه ها گذشتند و گذشتند اما تو نیامدی ...
تو این قسمت یکی از نوشته های قیصر امین پور که به نظرم جالب اومد گذاشتم
امیدوارم خوشتون بیاد..
ما حاشیه نشین هستیم
مادرم میگوید ))پدرت هم حاشیه نشین بود، در حاشیه به دنیا آمد در حاشیه جان کند
،یعنی زندگی کرددر حاشیه مرد.))
من در حاشیه به دنیا آمده ام.
ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم.
برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد.
خواهرم همیشه مریض است همیشه گریه می کند گاهی در حاشیه ی گریه،کمی
هم می خندد.
مادرم می گوید ((سرنوشت ما در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند.))
او هر شب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه ی آسمان سو سو می زند به من نشان
می دهد.
ولی من می گویم ((این ستاره ی من نیست .))
من در حاشیه به دنیا آمدم،
در حاشیه بازی کردم.
همراه با سگ ها و گربه ها و مگس ها در حاشیه ی زباله گشتم تا چیز به درد بخوری
پیدا کنم.
من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم
در مدرسه گفتند جا نداریم
مادرم گریه. مدیر مدرسه گفت(( آقای ناظم اسمش را در حاشیه ی دفتر بنویس تا
ببینم!))
من در حاشیه ی روز،به مدرسه ی شبانه می رفتم.
در حاشیه ی کلاس می نشینم.
در حاشیه ی مدرسه می نشینم وتوپ بازی بچه ها را نگاه می کنم ،چون لباسم هم
رنگ بچه ها نیست.
من روز ها در حاشیه ی خیابان کار می کنم و بعضی شب ها در حاشیه ی پیاده رو
می خوابم .
من در پاییز کار می کنم ، زمستان کار میکنم،بهار کار می کنم،تابستان کار می کنم
ودر حاشیه ی کار ،کمی هم زندگی می کنم.
من در حاشیه ی شهر زندگی می کنم.
من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم. ب لبه ی آخر دنیا!
من در مدرسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد.
اگر من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم، پس چه طور پایم بر لبه ی زمین نمی لغز
دودر عمق فضا پرتاب نمی شوم؟
زندگی در حاشیه ی زمین سخت است.
حاشیه بر لب پرتگاه است ، آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند.
من حاشیه نشین هستم
ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
از معلم پرسیدم((حاشیه یعنی چه))
گفت (( حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیز ،مثل کناره ی لباس یا کتاب ،مثلا
بعضی کتاب ها حاشیه دارند وبعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند; یا مثل
حاشیه ی شهر که زباله ها را در آن جا می ریزند.))
من گفتمL(مگر آدم ها زباله هستند که بعضی از آن ها را در حاشیه ی شهر ریخته
اند؟))
معلم چیزی نگفت
من حاشیه نشین هستم.
به مسجد می روم،در حاشیه ی مسجد نماز می خوانم ،نزدیک کفش ها ;در حاشیه
ی جلسه ی قر آن می نشینم . من قرآن خواندن را یاد گرفته ام ، قرآن کتاب خوبی
است
قرآن ما حاشیه ندارد هیچ کلمه ای را در حاشیه ننوشته اند ،اگر هم گاهی کلماتی
در حاشیه آن باشد ، آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیزو خوبند .
من قرآن را دوسن دارم.
خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد.
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 19:13 موضوع | لینک ثابت
به نام پدید آورنده ی سال ها
سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزلر تقدیم تو باد
گویندکه لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزارا بار تقدیم تو باد
دوستای گلم سلام اول فرا رسیدن نوروز 88 رو به همه ی شما تبریک
می گم امیدوارم از تک تک لحظه هاتون توی سال جدید به درستی
استفاده کنید ببخشید این همه منتظرتون گذاشتم تصمیم گرفتم که یه
تحولی توی این وبلاگ ایجاد کنم در مورد موضوعی که دوست دارید
وبلاگ و به روز کنم ، هر سئوال یا هر چیزی رو که مد نظرتون هست
تو قسمت نظرات بگید تمام تلاشم و می کنم که خواستتون و انجام بدم .
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 16:37 موضوع | لینک ثابت
at last he will com
چرا وقتي نام قائم برده مي شود شيعيان تمام قد مي ايستند؟
يكي از اعمالي كه بين شيعيان معمول ومرسوم بوده است ، اين است كه چون نام((قائم )) (عج) در
جايي برده ميشود ، اهل مجلس بلند مي شوند : اگر چه دليلي مسلم بر وجوب قيام نيست، اما در
اين حد مي توان گفت كه اين امر بين مردم به عنوان يك عمل مستحب ، ريشه اي مذهبي دارد ودر
حقيقت ، اظهار ادب و احترام به آن امام عزيز است ، چنان كه نقل شده : در حضور امام رضا ( ع) در
خرا سان كلمه ي (( قائم)) ذكر شد ، حضرت بر خاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: اللهم عجل
فرجه و سهل مخرجه ))خداوندا بر فرجش شتاب كن وراه ظهور ونهضتش را آ سان گردان )).
از روايتي ديگر چنين استفاده مي شود كه اين رفتار در عصر امام صادق (ع) نيز معمول بوده است از
حضرت صادق (ع) سوال شد : علت قيام در موقع ذكر قائم چيست ؟ (( صاحب الامر غيبتي بسيار
طولاني داردواز كثرت لطف ومحبتي كه به دوستانش دارد ، هر كس وي را با لقب قائم كه اشاره دارد
به دولت كريمه ي اوواظهار تاثري از غربت، اوست، یاد كند، آن حضرت هم نظر لطفي به او خواهد نمود،
چون در اين حال ، مورد توجه امام واقع مي شود ، سزاوار است از باب احترام به پا خيزد واز خداتعجيل
در فرجش را مسالت نمايد.))
اولين كسي كه با امام زمان (ع) بيعت مي كند كيست؟
مفضل بن عمرازامام صادق (ع) روايت فرموده كه((آن گاه كه خداوند به حضرت قائم اجازه ي خروج دهد
آن حضرت به منبر رود ، پس مردم را به سوي خويش دعوت كند ، به خداوند سوگندشان دهد وبه
حق خويش آنها را بخواند به اين كه بين ايشان و روش رسول خدا (ص) رفتار كند و به كردار آن حضرت
عمل كند آن گاه جبرئيل او را مي فرستد تا نز د او بيايد . جبرئيل در حجر اسمائيل به آن حضرت فرود
مي آيد ومي گويد:من نخستين كسي هستم كه با تو بيعت مي نمايم . دست خويش را براي بيعت
باز كن پس دست به دست آن حضرت مي گذارد و 310 مرد نزد او بيايند وبا او بيعت مي كنند
اولين سخناني كه امام بعد از ظهور مي فرمايند چيست ؟
هنگامي كه خداوند اذن حضور به حضرت مهدي (عج)بدهد آن حضرت براي اصلاح جهاني قيام ميكند
ودر كنار خانه ي خدا در ميان ركن ومقام از 313 يار با وفايش كه فرمانده ي لشكري وكشوري حكومت
حق هستند – بيعت مي گيرد . نخستين جمله اي كه بر زبان جاري مي فرمايند آیه ی «بقیه الله
خير لكم ان كنتم مؤمنين» . چنان كه امام باقر (ع) مي فرمايند « هنگامي كه مهدي (عج) ظاهرشود ،
پشت خود را به خانه ي كعبه تكيه مي دهد و اولين سخني كه مي گويد اين آيه ي شريفه است:
« بقية الله خير لكم ان كنتم مؤ منين» سپس مي فرمايد « من بقية الله ، خليفة الله و حجة الله در
ميان شما هستم ودر آن حال ، احدي بر او سلام نمي كند جز اين كه مي گويند : السلام عليك يا
بقية الله »
((اين مطالب از احاديث معتبر جمع آوري شده وهيچ كس نمي تواند آن را انكار كند ))
التماس دعا
نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 0:53 موضوع | لینک ثابت
با عرض سلام از این این که به وبلاگم اومدید متشکرم امیدوارم بتونم رضایت شما رو جلب کنم اگر نظر بدید خیلی خیلی ممنون میشم در ضمن اگه ممکن در حین نظر دادن اگر وپ سایت دارید بدید تا اون ها رو توی پیوند هام قرار بدم باز هم ممنون دوستای خوبم موفق باشید
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 19:21 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دوستای گلم سلام بهار 88 رو به شما تبریک می گم امیدوارم سال خوبی در کنار خانواده داشته باشید
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY